غریبه ای در کویر

ويرانه نه آن است که جمشيد بنا کرد......ويرانه نه آن است که فرهاد فرو ريخت.......ويرانه دل ماست که هر جمعه به شوقت.....صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت

 
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠ 

سلام

خسته ام

برای رفع خستگی چه دارید................................؟؟؟!!!


کلمات کلیدی:
 
خستگی
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ 

سلام.......

جواب سلام نمیدین ؟

واجبه ها....

از من گفتن......

چه خبرا؟

اینجا که خبری نیست.....

گرما.....شن....خاک....غبار......

شهرمون هم کویری شده...گرم.....غبارالود.....دستها از استین بیرون ...اما نه برای یاری.....

راستی شما وقتی خسته میشین چیکار میکنین؟

میخوابین؟

تلویزیون؟؟

چای؟؟؟

کتاب؟؟؟؟

پیاده روی؟؟؟؟؟

چی؟...منظورمو خوب نگفتم؟

خب....وقتی خسته این دیگه.....خستگی جسمی نه...روحی.....

روحی...

حالا چی کار میکنین؟

موسیقی؟؟

ای بابا چقدر میخوابین؟؟؟

من دوست دارم توی کویرم....کنار برکم....

زیر افتاب داغ یه سایبون درست کنم...

دراز بکشم.....پاچه های شلوارمو بکشم بالا...

تا زیر زانوهام......پاهاموبندازم توی اب.....

چشمامو ببندم.....

ودیگه...............................................................................................

در جواب دوستانی که سراغ برکمو گرفتن

اگه کویرم برکه میداشت.....کارهای بالا رو انجام میدادم.......


کلمات کلیدی:
 
برکه -- کویر
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ 

سلام....

حکایت غریبی است....حکایت برکه و کویر....

برکه نماد زندگی.....

کویر نماد مرگ.....

اما حکایت من حکایت غربت و غریبگی این دو نیست...

حکایت ، حکایت قربت است و قرابت...

قرابت برکه و کویر....که اگر برکه باشد اما نجوشد ، منبع حیات نباشد ، کویری است نمناک.....

حکایت برکه در کویر.....امیدی در ناامیدی....سرابی رویائی.....نه...سراب نه...

برکه هست....اما در کویر یافتن برکه سخت است!!!.......نیست ؟.....


کلمات کلیدی:
 
عصر عاشورا
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩ 

سلام......

خب...خیالا راحت شد...؟....امسال هم به موقع رسیدین؟.....امسال هم مثل سالهای پیش کشتینش؟......بدنشو تکه تکه کردین؟.....خونوادشو به اسارت بردین؟.....

یاحسین.......هنوز هم غریب ومظلومی......امروزخیلیا میگفتن اگه ما کربلا بودیم......خدا روشکر که نبودین.....مداحی میگفت اگه شماها کربلا بودین....منم گفتم چیزی عوض نمیشد...جزاینکه عدد کوفیا میرفت بالاتر.....اخه دختر خانمی(حیف خانم)که انگار اومدی عروسی.....نمیشد یه روز عاشورا میموندی خونت...حداقل ارایش نمیکردی.....امروز  خیلی صحنه های بدی  دیدم......این غربت امام حسینه......بدون وضو میاد تو صف نماز...اون جلو وایمیسته.....میخواد زودتر یه غذای نذری بگیره  بره  یه جا دیگه.....خدایا  چقدر  مظلومیت......ببخشید....معذرت....یه چیزی  میخوره(میدونین منظورم چیه)میره  زیر  علامت......نمیدونم زغال برای اسپند دود کردنه  یا..........داره روضه  میخونه این یکی داره با گوشیش  ور  میره.....مداح داره سینه میزنه شور میگیره...این به جای عزاداری ازمداح عکس میگیره.....

اول محرم به یه دوستی  گفتم میترسم محرم که شروع میشه اقا امام حسین به خاطر رفتارهای ما دراین عزاداریها شرمش بیاد و جلوی معصومین دیگه سرشو  بندازه پایین....

چرا  مواظب  نیستیم؟.......کسایی که  امام حسین رو شهید کردن میگفتم ما قربت الله میکشیم......تکبیر میگفتن......

نمیدونم والله...............

الهم العن معاویه و یزید و ابن مرجانه و عمربن سعد و شمرا


کلمات کلیدی:
 
محرم
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٩ 

سلام

ساکتم.....سکوتم دال بر نبودنم نیست.....هستم....فقط ساکتم......

سلام

کلبه ی کویری من.....

تو ای معبد اساطیری من....

مدفن روح و تن من......

دوستت میدارم......

کویر من این روزها گردوخاکیه....کلبم هم به واسطه ی این گردوخاک و تنبلی من خاکیه...کاش بارون بباره و کلبمو تمیز کنه.............

----------------------------------------------------------------

هرکی حرفامو درک کرد به ابر بگه توی کویرم بباره.......

--------------------------------------------------

اما محرم.......

برای محرم وخون خدا خیلی چیزها میشه نوشت.....

از کی واز چی بگیم ؟از ۶ ماهه  تا ٧٠ ساله......کودک....زن  دختر.....دست....چشم....جوان....عطش....نه......

در کویر نینوا.....بارگاهی برپا شده که........

فقط یه چیز.....حسین بن علی علیه سلام در ١٣٧١ سال پیش فریاد زدند :

"هل من ناصر ینصرنی........"

این صدا هنوز یه گوش میرسه....میشنوی یا ....

یا خودتو مثل کوفیان به ناشنوایی میزنی ؟؟؟!!!

السلام علیک یا ثارالله


کلمات کلیدی:
 
سلام
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩ 

سلام

خوبین

خدا رو شکر

منم خوبم

فکرکنم برای شروع مجدد بد نباشه......

غریبه به کویرش برگشته......

یه مدت نبودم.....کلبم چقدر خاکی شده....امیدوارم بعد از گردگیری مهمونام بیان...منتظرتونم......


کلمات کلیدی: